على ربانى گلپايگانى

396

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

است ممكن نيست كه هردو صادق باشند ولى ممكن است هردو كاذب باشند به اينكه موضوع آن ( زيد ) موجود نباشد . آنچه بيان گرديد توضيح عبارت ياد شده در زير است كه محقق طوسى در اين مورد ذكر نموده و گفته است : « اذا قيد العدم بالملكة فى القضايا سميت معدولة و هي تقابل الوجودية ( الموجبة المحصلة ) صدقا لا كذبا لامكان عدم الموضوع » « 1 » مطلب ديگرى كه درمورد عدم و ملكه يادآور مىشويم اين است كه ، معروف است كه عدم ملكه بهره‌اى هرچند ضعيف از هستى دارد ، بر خلاف عدم مطلق كه بطلان و نيستى محض است و اين به خاطر اعتبار قابليت و شأنيتى است كه در عدم ملكه معتبر است ، بنابراين درمورد عدم ملكه وجود و عدم هم آغوش يكديگرند البته از دو جهت ، وجود به لحاظ قابليت و شأنيت و عدم به لحاظ فعليّت ، مثلا در مورد نادانى زيد از آن نظر كه بالفعل علم و دانايى تحقق ندارد ، پس عدم و نيستى حكمفرماست و از آن نظر كه علم بالقوه و به صورت قابليت تحقق دارد پس وجود حكمفرما است . ولى در عدم مطلق چنين چيزى تحقق ندارد و قابليت و شأنيتى در كار نيست ، پس ميان عدم ملكه و عدم مطلق فرق روشنى وجود دارد و از بيان ياد شده كاملا معلوم مىشود كه عدم ملكه داراى بهره‌اى از هستى است و مصنف ( ره ) خود در تتمهء مباحث مربوط به تقابل اين مطلب را يادآور خواهد شد . * * *

--> ( 1 ) كشف المراد ، مقصد اوّل ، فصل دوّم ، مسألهء 11 .